|
مشق های مشقت مجتبا یاوری
|
خراب راه خانه را میروم با جادههای همیشه منتظر و در سپیده دمیده میشوم با رودخانهای که با پستانهای کوچکش در باغ راهی میجوید به کفرهای همیشگی من و سرودی در راه سایه روشنی بر دیوار میشود بر عصیان تو و فریاد کوچک من تا آغوش خشم را برای تو و بهشت عقدههای من جا بگذارد اکنون رودخانه تمام شب را راه رفته است تا سپیده خود را رها کند در شبهای عاشقانهی روستا تا صورت برانگیختهی صبح و در سایهها شکل بگیرد تا عشق در کشاکش هجاها در راه خانه با من آباد شود.
[ ] [ ] [ مجتبا یاوری راد ]
[ ]
تو سرود بودی آنچنان وهم در کرانه ای دور که هنوز اتفاق نیفتاد و یک حرف بی ربط جدای این متن توی حیاط کوچک با درخت سیبی که نبود و این خانه که هرگز شکلی نداشت که تسلیم شود . گاهی که دست روی دست تا غنچه ای بشکفد یا تنی برهنه به سراب برسد به همه ی شب هایی که نبود و نشد هیچ اتفاق تازه ای . من چقدر غریب هستم که در خواب خیال باطل میبینم تا کسی چند قدم مانده به در وسوسه ی وارد شدن را در قفل در بچرخاند و یا چراغی خاموش کند در تاریکی این خیابان تاریکی آیه های وهم یعنی که مثلا روزی میبوسمت تا دق و دلی های این چند ساله در سرود تو ، در خیال من اتفاق بیفتد .
[ ] [ ] [ مجتبا یاوری راد ]
[ ]
تفسیر نماد فروهر
با آثار و مدارک گرانبهايي که در بسياري از نقاط ايران زمين هنوز موجود است، به جرأت مي توان ايرانيان را از اولين گرافيست هايي ناميد که از طرح ها و نمادهايي با معنا و مفهوم گرافيک حرفه اي و مدرن امروزي بهره مي بردند. اهورا مزدا نگهدارتان باد
[ ] [ ] [ مجتبا یاوری راد ]
[ ]
عقربهها مرده بودند پیش از فراموشی دیوار با تمام رازی که نیست شد در خاطرم و ساعت در گوش این اتاق ترکید تا فرصتی دیگر که عقربهها عاشق شوند عاشق زنی پا به ماه که برهنگیاش در ساعت نبود توی نقطهچین نچرخید روی لهجهی عمیق بوسهها کنار من.
[ ] [ ] [ مجتبا یاوری راد ]
[ ]
زمستان...
زمستان روی شقیقههای من شکار شد و شک داشت که شلیک کند. من اُپرای کاغذی هستم که به خواب بلند تو فکر میکنم. من یک نفر هستم در رویای زمستان بیآنکه دفتر مشق خطخورده و قراری در ایستگاه را به یاد بیاورم. زمستان اینگونه جاودانه میشود در بستر این سطر آخری که عاشق میشود به عمد تا من دل ببندم به ترانهای تشنه، به دلتنگی اعداد و اتفاق که یکروز در تولد سرد از تمرد و سوال بگذرد تا دلبستگی این هوای سرد، سرخورده نشود. زمستان دستهای مرا بخشید و در داستانی از وسوسه، لبهای گناه مرا که در خیابان ویران بود به فصلها معرفی کرد و دریا، این آبی وارونه را در نفسهای قایق فرو برد تا من در خواب بلند زمستان، به تو فکر کنم. من در زمستان عاشقتر میشوم و تورا بیشتر دوست دارم و همیشه خواب تورا میبینم. دستهای تو، نوشتههای مرا عاشقانه میکند که در این روزهای سرد از دهان تو بریزم، روی دفتر مردهات پلاس شوم و با آشفتگی تو پلک بزنم تا سلام من با اتاق تو همبستر شود. چقدر دوست دارم در حاشیه، در لباسی تنگ با تو قسمت میشدم و بعد در قراری نامعلوم بین نخهای پیراهنت سهم نداشتههایم را بیشتر میکردم. من چقدر دوستت دارم . تو یکروز در ذهن من بودی و چه عشوهی بیحد و حسابی داشت و من از آن بیبهره بودم. حالا تو بین من و نامت یک جمله بنویس قبل از افتادن خورشید و مرا در این زمستان گرم کن
این متن برای زمستان نبود/ این را برای تو نوشتم / شاید یکروز تو هم برایم نوشتی / برای تو که اسمت دیگر از اسرار است
[ ] [ ] [ مجتبا یاوری راد ]
[ ]
دلتنگی عاشقانه
تنها ، دلتنگی نبود که همسایه هم سایه بود ، هم آفتاب با هوایی ناب در نفس درخت که هرگز عمیق نکشیدمش توی خودم تا بازدمم بوی دهانش بگیرد بوی شکلات. کاش تنهایی دلیل واضحی بود تا خط های قراضه پشت نقطه های آخرین سطر فراموش شوند.
[ ] [ ] [ مجتبا یاوری راد ]
[ ]
شعری برای این روزهای من
گِرهای کور در خواب مسافر بود خیالهای واهی تنم را همراهی نمیکرد که بنویسم و یک زن در جمجمهی دریا جویده میشد تا عشق رسوای هرچه تمامتر باشد
و باز دوباره این خبر گناه۲ منتظر شماست پیوندهای مرا نشانه بگیر ......
[ ] [ ] [ مجتبا یاوری راد ]
[ ]
نگاهی به شعر معاصر کردستان عراق
شعر معاصر کرد، فضای بکر و دستنخوردهای است که سالهاست در نگاه شاعران این سرزمین دارد و در خور توجه و تامل است و از این بابت که در ادبیات جهان کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند این موضوع را انتخاب کردم و تصمیمم بر این شد که نگاهی گذرا و کوتاه به این فضا داشته باشم. فضای شعر کردی از آهنگ محلی ، موسیقی بومی و ضرباهنگ بالزدن پرندگان کوهستان برخوردار است و در واژههاشان انسان و طبیعت باهم نفس میکشند و دور محورهایی چون زندگی، عشق و وطن دور میزند و اگر از نگاه زیباشناسی به ادبیات این سرزمین بنگریم شبیه تابلویی است که متنی زیبا در آن نوشته شده ، تابلویی که اسبها در آن رم کردهاند ، رودخانهها میخروشند و زندگی مثل سرودی بر لبها جاری است.
پنجره را باز میکنم شمعی روشن میکنم با دستهگلی کوهی گلدانی را میآرایم ودر حاشیهی بالشم زلالترین شعرم را مثل شبنم میپراکنم دیر وقت است و میدانم زنی زیبا به خوابم میآید. (عبداله پشیو)
اگر به ادبیات کلاسیک کردی رجوع کنیم میبینیم که عشق بهترین بهانه برای سرودن و زیستن بوده و شاعر عاشق است و معشوق در هیئت پرندهای بر شاخساران بلوط بیتوته میکند و حماسههای عاشقانهای در این راه به ظهور رسانده است. حماسهی عاشقانهای چون مَم و زین نمونهای است که احمد خانی آنرا خلق کرد و مجموعه شعرهای عاشقانهای چون گیسوان آن دختر ، چادر سیاه ییلاق و قشلاق سرودهی لطیف هلمت است که از عشق سرشار از اندوه روایت میکند.
اگر شاعری به خوابت آمد و قصد بوسیدنت را داشت بدان که او کسی جز من نیست ( لطیف هلمت )
در نگاه هلمت، معشوق موجودی فراذهنی بوده که روایت عشق را به تعویق میاندازد. شعر، سلاحی بوده برای مبارزه و شاعر، چریکی کوهی و یا یک تبعیدی خانهبهدوش است و در عاشقانههایش هراسی در سطرهایش میاندازد و عشق را ناکام میگذارد. او در سطر تقدیمی کتابش، با شهامت نوشت. پیشکش زنی که دوستش دارم زنی که چشمانش را میفروشد تا کتابم را چاپ کنم. موقعیت جغرافیایی کردستان عراق، موقعیتی ویژه است و بهطور مستقیم با اروپا ، عرب ، ترکیه و ایران ارتباط دارد و بههمین خاطر شاعران و نویسندگان از تحولات فرهنگی و سیاسی کشورهای مجاور آگاه هستند و در ادبیاتشان بکار میبرند. جریان شعری فجر آتی، مکتب توفیق فکرت در ترکیه، مانیفست 1969در بغداد ، مانیفست 1968 در مصر، انقلاب شعری نیما یوشیج در ایران و جریانهای شعری اروپا و غیره ، رویدادها و تحولات فرهنگی مهمی بودند که بیشترین تاثیر را بر تحولات فرهنگی کردستان گذاشتند. در همین دوران شیخ نوری صالح به تاثیر از این تحولات، جریان نوگرایی را در شعر کردستان آغاز کرد و زمینه را برای انقلاب شعری عبداله گوران مساعد نمود. گوران با درک درستی که از شعر کردی داشت نظام وزن عروضی و تساوی ابیات و تقطیع سنتی را کنار گذاشت و به بنمایههای طبیعی و اصیل کردی روی آورد و تحولی موسیقیایی از نظر آهنگ و وزن شعر ایجاد کرد کاری که نیما یوشیج همزمان با او در شعر فارسی انجام داد. زیر آسمان آبی بر ستیغ قلهای برفگرفته کردستان را گشتم و سراسر پیمودم کسی را مثل تو زیبا ندیدم.
نام چند تن از شاعران کردی : کژال ابراهیمخدر – نجیبه احمد – فرهاد پیربال – فرید زامدار – رفیق صابر – بختیار علی – دلشاد مریوانی – انور مسیفی و . . . .
برای همهی دوستان خوبم آرزوی موفقیت میکنم
[ ] [ ] [ مجتبا یاوری راد ]
[ ]
|
|
| [ طراحی قالب وبلاگ : نایت سلکت ] [ Weblog Themes By : sibtheme ] |